مائده ها
...دوباره کتاب مائده های زمینی آندره ژید رو یک مروری کردم
...این جملات باز هم تو ذهنم تکرار شد و به نظرم رسید که برای شما هم بنویسمشون
...اگر دوست دارید بخونین و خوب بهشون فکر کنید , یادتون نره , حتما خوب فکر کنید
.همین که آفریده ای نگاهمان را به خویش معطوف کند , ما را از راه آفریدگار باز می گرداند-
... چون نیک بیندیشی , هر انتخابی هراس آور است . آزادی که راهنمایش هیچ تکلیفی نباشد , هراس آور است -
.سعی کن عظمت در نگاه تو باشد , نه در آنچه بدان می نگری -
ای انتظار تا کی می پایی ؟ و هنگامی که به پایان آمدی , انگیزه ای برای زیستن ما باقی خواهد ماند ؟-
. نگرش تو باید در هر لحظه نو شود . خردمند کسی است که از هر چیزی به شگفت درآید -
,زیباترین چیزی که روی زمین یافته ام -
, آه ! ناتائیل , گرسنگی من است
که همواره وفادار مانده
. به هر آنچه در انتظارش بوده است
. اگر آنچه می خوری مستت نکند , از آن روست که گرسنگی ات آنقدر که باید نبوده است . هر کار کاملی با لذت همراه است -
. هر سعادتی زاده تصادف است و در هر لحظه همچون گدایی بر سر راهت ظاهر می شود -
اگر می دانستی , ای اندیشه ازلی جلوه ها , که انتظار نزدیک مرگ چه بهایی به هر لحظه می بخشد ؟-
... انتظار های شبانه ای هست , برای کدامین عشق ؟ هنوز کسی نمی داند -
. بارها احساس کرده ام که طبیعت از من حرکتی می طلبد و من ندانسته ام که با کدامین کار خواستش را بر آورم -
! لحظه ها ! میرتیل , پی خواهی برد که " حضورشان " چه نیرویی دارد -
. چرا که هر لحظه ای از زندگی ما ذاتا منحصر به فرداست , بیاموز که گاه منحصرا در لحظه استقرار یابی
... بینایی – حزن آورترین حواس ما -
,هر آنچه از دسترس ما به دور است , مایه اندوه ماست
,ذهن اندیشه را آسانتر به چنگ می آورد
.تا دست ما آنچه را دیده مان آرزو می کند